ابو القاسم راز شيرازى

40

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ « 170 » . و اخبات را مراتب است ؛ اوّل آنها تواضع و خشوع است و آخر آنها انجذاب و اشتياق است و در جاى ديگر مىفرمايد : وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ « 171 » ، فعلىهذا دست اصحاب عقول به دامان سرادقات جلال ارباب قلوب كه اهل معرفت و محبّت‌اند نرسد . قدوة العلماء المحدّثين « ابن فهد حلّى » در كتاب « تحصين في صفات العارفين » حديثى از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در تعريف اولياء و دوستان الهى نقل مىنمايد كه نقلش مناسب مقام است : « قال ابن فهد الحلّى عليه الرّحمة : و لرسول اللّه كلام فى صفة اولياء اللّه سبحانه احببت ايراده هاهنا : روى الشّيخ ابو محمّد جعفر بن محمّد بن علىّ القمّى فى كتاب المنبئ عن زهد النّبى صلّى اللّه عليه و آله مرفوعا اليه ( ص ) انّه قال » « 172 » : أ تدرون ما غمّي و في اىّ شىء تفكّرى و في اىّ شىء اشتياقى ؟ قال اصحابه

--> - سلوك را پشت سر مىگذارند امّا خطراتى بسيار مهم كه ويژهء ايشانست پيوسته سعادت و موفّقيتشان را تهديد مىكند كه اگر خود را مطلقا تسليم نظر مربّى روحانى خويش نسازند احيانا از ايشان انسانهائى خطرناك بوجود مىآيد و بيشتر مدّعيان و راهزنان راه حقّ از همين دسته بشمار مىروند بر خلاف سالكان مجذوب كه جذبه ايشان هنگامى تحقّق مىيابد كه بيشتر خطرات راه را پشت سر گذارده‌اند و معمولا اين دسته كه دقيقا متوجّه بهبود و تحوّل تدريجى وجود خويش مىباشند بيشتر در مقام تسليم امر مربّى روحانى خويش‌اند و ميان اين دسته اهل طغيان و انحراف معمولا به ندرت يافت مىشود . تفصيل كامل حالات اين دو گروه در بيشتر آثار حضرت راز بخصوص در مثنوى مناسك العاشقين آمده است رجوع شود . ( 170 ) - . . . مژده اهل خشوع را ، آن دسته از اهل خشوع كه چون سخن از حقّ به ميان آيد و خدا ياد شود دلهاى ايشان از شكوه و هيبت حقّ لرزان گردد : سورهء 22 آيهء 34 و 35 ( 171 ) - . . . و آنان كه به ( درجات كمال ) ايمان رسيده‌اند محبّت ايشان به خداى خويش شديدتر از ( محبّت هواپرستان و بت‌پرستان و دنياپرستان به معبودان و محبوبان خويش ) است : سورهء 2 آيهء 165 ( 172 ) - « ابن فهد حلّى » ( متوفّى به سال 841 كه از اجلّه علماء اماميه قرن هشتم و نهم هجريست ) گفت : براى پيغمبر خدا در صفت اولياء حق سخنى است ، دوست داشتم كه آن را در اينجا ياد كنم : « شيخ ابو محمّد ، جعفر بن -